تبليغاتX
پرواز
مشق سکوتو خط بزن... دوشنبه یکم تیر 1388 8:27
 

مشق سکوتو خط بزن اينجا کسي غريبه نيست
 نگو که باور ندارم حرف دلت رو بنويس
 دفتر کهنه دلت رنگ غمو دوست نداره
بهش نگو تو راه عشق هيچ کسي پا نميذاره
 از شب و تنهايي نگو خورشيد مون جلوه گره
 نگو نسيم سحري از کوچه مون نميگذره    

نوشته شده توسط -  | لینک ثابت |

 

جز بند نیست چاره ی دیوانه و حکیم ، پندش دهد هنوز عجب عاقل است این
گفتم طبیب این دل بیمار آمده ست، ای وای بر من و دل من ، قاتل است این
اشک مرا بدید و بخندید مدعی ، عیبش مکن که از دل ما غافل است این
پندم دهد که سایه درین غم صبور باش،در بحر غرقه ام من و بر ساحل است این

نوشته شده توسط -  | لینک ثابت |

آنگاه الميترا گفت با ما از مهر سخن بگو... پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387 15:28
آنگاه...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط -  | لینک ثابت

برای دخترک... سه شنبه یازدهم تیر 1387 13:46

ادامه مطلب
نوشته شده توسط -  | لینک ثابت

چه باید کرد... جمعه سی ام فروردین 1387 15:42

مهم اینه که آخر عمرت بتونی بگی چقدر برای مردم و آینده مفید بودی نه اینکه چقدر ثروت جمع کردی! *******

برای کشف دریاهای جدید باید شهامت ترک ساحل آرام خود را داشته باشی این جهان جهان تغییر است نه تقدیر...

 *******

 تا تواني رفع غم از چهره غمناك كن ،در جهان گرياندن اسان است اشكي پاك كن.

نوشته شده توسط -  | لینک ثابت

گر معاشر مایی بنوش نیش غمی... سه شنبه پانزدهم آبان 1386 8:12


بیا که وقت شناسان دو کون بفروشند
به یک پیاله می صاف و صحبت صنمی
دوام عیش و تنعم نه شیوه عشق است
اگر معاشر مایی بنوش نیش غمی
نمی کنم گله ای لیک ابر رحمت دوست
به کشتزار جگر تشنگان نداد نمی
سزای قدر تو شاها به دست حافظ نیست
جز از دعای شبی و نیاز صبحدمی

نوشته شده توسط -  | لینک ثابت

زندگی دفتری از خاطرهاست ... پنجشنبه دهم آبان 1386 17:58

ادامه مطلب
نوشته شده توسط -  | لینک ثابت

ميون يه گله ي گرگ كه كمين ما نشستن ... پنجشنبه دهم آبان 1386 17:56

ادامه مطلب
نوشته شده توسط -  | لینک ثابت

من بيدلم... پنجشنبه دهم آبان 1386 17:46

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط -  | لینک ثابت

سن منیم ایستکلیم... پنجشنبه دهم آبان 1386 17:40

و من بیر بالاجا موغابّا سنه
گِئت،امّا دئمه کی بیلمدی
سن بیلمدین مجنونلوقی
تانیمادین فرهادلیقی
بیلمدین کی من خان چوبانییدیم؛
گِئت مارالیم، امّا سنده بیل
نه ساراییدین کی
دلی سئللره قوشولاسان
نه سوری کی
اردبیل بؤزوندا
یار هاواسیندا  قیزیشاسان؛
سن بیر شیرین آدلی قیزیدین کی
خسرو قوجاغیندا
اِی وای فرهادیم دِئدین

نوشته شده توسط -  | لینک ثابت